تبليغاتX
عاشق



عاشق  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ



 دوستت دارم i Love you

 

 

 

ای کاش می توانستم نشان دهم   ،         I wish l could make you.

که تا کجا دوستت دارم.                 Understand how l love you

همیشه در جستجو هستم،                  l am always seeking but

اما نمیتوانم راهی بیابم...                      cannot find a way….

به آن آنی در تو عاشقم،                l love in you a something

که تنها خود کاشف آنم                 that only have descovered

آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد،                   the you_ which is beyond the

و تحسین می کند.                    you of the world that is

آنی که تنها وتنها از آن من است.              admired and known by others

آنی که هرگز رنگ نمی بازد،               a you which is eapecially mine

وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم.                 Which cannot evto love

 

 

 

عطر نرگس ها را به شکوه عشق تو تقديم مي کنم و قسم مي خورم

تا آن روز که سوار مرگ به سويم مي آيد وخورشيد زندگانيم آخرين

پرتوهاي طلايي اش را برمن مي تاباند تا آخرين لحظه حياتم که نيمه

جان برزمين افتادم وتا آن دقيقه که نام سرخت درقلم همچون چراغي

سوسو مي زند و تا آخرين لحظه اي که چشمانم بر روي هم بسته

مي شود دوستت داشته باشم 

 

تنهایی 7

كلوب بهشت ایران

 



+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 9:40  توسط بابك.م

 کاش میشد

 

3

تنهایی 16

كاش ميشد از جدايي ها بكاست / كاش درد عشق از نديدن ها نبود /

كاش ميشد لحظه ها را با هم نوشت/كاش ميشد با تو بودن را نوشت/

كاش ميشد زندگي را درك كرد/نفرت و شب زنده داري را ترك كرد/

كاش غم در دلها نبود/سنگ در ره خار در پاها نبود/

كاش ميشد زندگي را بي غم نوشت / كاش مي خواندي مرا يكدم به عشق /

كاش درد ياران تنهايي نبود / همدم عشق اشك . تنهايي نبود /

كاش درد عاشق رسوايي نبود / غم در دلها كاري نبود /

حرف هر عاشق پريشاني نبود

اين روزها عشق ها با رياكاري نبود / حرف مردم پول و دارايي نبود /

كاش حرف دل خريداري بداشت / از رسيدن اي دل غافل مباش /

كاش ميشد حكايت ها نوشت / زين روزگار بي پروا نوشت/

كاش ميشد آرزو را زنده كرد / كاش ميشد عشق را جاودانه كرد

 

 2



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 22:16  توسط بابك.م

 ((بهانه))

 

 

به بهانه زندگی آفریده شدیم

به بهانه عشق زندگی می کنیم

به بهانه دوست داشتن عاشقیم

به بهانه بهانه گیری غصه می خوریم

به بهانه بی صبری دوست داریم دنیا تموم شه

به بهانه گریه شب را می خواهیم

به بهانه نا امیدی دوستدار مرگیم

اما هیچ کس فکر نمی کنه که همه بهانه ها به دست خودشه

هیچ کس نمی خواهد بفهمه که همه بهانه ها شیرینن

هیچ کس نمی خواهد بفهمه که این بهانه ها هستند که آدمو زنده نگه میداره

کاش همه می فهمیدن که زندگی یعنی بهانه...

تنهایی 17

در انتظارت بی قرارم         بی تو من عشقی ندارم

بی تو از تنهايی در فرارم       بی تو من در کنجی نشينم

از غم غربت بميرم                 بی تو من همچو برگ خشک کويرم

بی تو من عاشق می مير م        بی تو در عشق تو می مانم

                        می سوزم  می سازم

8

تنهایی 21



+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 18:38  توسط بابك.م

 عشق امانت با ارزشیه

عشق امانت با ارزشيه كه هر كسي تو قلبش ميزاره

برايه همينه كه هر

وقت بخواي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش

را بشكني.

تنهایی 26 

اگه براي تمام دنيا تو يک نفر هستي.براي من همه ي دنيايي..اي هم

نفس،زيباترين لحظاتم را به پاي ساده ترين دقايق زندگيت خواهم

ريخت... تا باز هم بداني که من عاشق ترين عاشقانت هستم

 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که

نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟

 گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه

 خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي :

 به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ...

تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي

 

 

تنهایی 12

ز چشمت اگر چه که دورم هنوز ، پر از اوج و عشق وغرورم هنوز

اگر غصه بارید از ماه و سال ، به یاد گذشته صبورم هنور

شکستند اگر قاب یاد مرا ، دل شیشه دارم بلورم هنوز
 
سفر چاره دردهایم نشد ، پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نبود ، گذشتم ولی غرق نورم هنوز
 
پر از خاطرات قشنگ توام ، پر از یاد شوق و مرورم هنوز
 
اگر جنگ با زندگی ساده نیست ، در این عرصه مردی جسورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است، ولی با توام پس صبورم هنوز

تنهایی 27

خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم

خواستم سخن از دل بگم

ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم

گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش

بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم

خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را

غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم

مي دوني خيلي وقته كه رفتي

دلمو تكه تكه كردي

مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي

يادته گفتي به من كه عاشقي

حالا باش ببين چه وعده كردي

تو گفته بودي طبيب دل بيماراني

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

تو هم رفتي رها كردي دلم را

دو صد چندان نمودي مشكلم را


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 12:7  توسط بابك.م

 شیرین و فرهاد

 

 

      روزگارت  باد  شیرین  شاد  باش

 

دست کم يک شب تو هم  فرهاد باش

 

مي داني چه مي گذرد بر نگاهم؟!

 خوشا به حال فرهاد که در حسرت شيرين بيستون را کند.

 لااقل بگو من به خيال دلتنگي هايت کدام کوه را صيقل دهم.

تنهایی 11

 حرفهای دل معشوقم:

کاش می دونستی که دلم

فقط واسه تو می زنه

دستام تو دستات نباشه

بغض صدامو می شکنه

کاش می دونستی که هنوز

جات توی قلبم خالیه

صدای خنده هات می یاد

گر چه همش خیالیه

کاش می دونستی که چشام

فقط واسه تو می باره

اشکای پر غصه ی من

از دریا هیچ کم نداره

کاش می دونستی که فقط

به خاطر تو زنده ام

همین روزاست که بمیرم

اگه بازم بگی برم

کاش می دونستی که الان

دنیای من پو شالیه

تموم شادی دلم

یه خنده ی تو خالیه

کاش می دو نستی که چقدر

عاشق حرفای تو ام

دلم می خواست حرف نزنم

فقط صداتو بشنوم

کاش می دو نستی اون سکوت

نشونه ی چی بود برام

وقتی که خسته می شدم

جون می دادی به خنده هام

کاش می دو نستی عشق من

بی تو زنده نمی مونم

بی تو دیگه من هیچ کجا

نغمه ی عشق نمی خونم

بازم شبه

دلم خیلی گرفته

ازم دوری

خوابم گذاشته رفته

نمی دونم،بی تو می شه

زندگی رو سر بکنم

یا اینکه بی تو نمونم

قلبمو پرپر بکنم

نمی دونم ، بی تو می شه

چشمامو رو هم بذارم

یا اینکه بیدار بمونم

چشمامو تو نم بذارم

نمی دونم، بی تو می شه

طعم خوشی رو بچشم

یا اینکه بدبختی هامو

باید به یدک بکشم

نمی دونم،بی تومی شه

باشم وزندگی کنم

عشقو بفهمم نمیرم

باشم و عاشقی کنم

الان نهایت شبه

جات توی قلبم خالیه

از وقتی که دل بریدی

دنیای من خیالیه

اینو بدون نمی تونم

بدون تو زنده باشم

اگه بهم بگی برو

بازم می خوام باهات باشم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 12:3  توسط بابك.م

 بیست و یکمین بهار عمرم گذشت بی تو

 

کاش بودی کنارم در روز میلادم

کاش از حضور تو پر بود لحظه هایم

بیست و یکمین بهار عمرم گذشت بی تو

من میلادم را جشن نمی گیرم بی تو

روی تن سفید کاغذ می نویسم از تو

می نویسم می نویسم...

تا آخرین روز میلادم از تو

روزهای بسیاری بی تو گذشت

یادت لحظه ای از من جدا نگشت

بی تو من تنها،دلواپس فردایم

بی تو کلافست، این دل تنهایم

تو نیستی مرا

تنهایی در آغوش می گیرد

مرا می بوسد،نوازش میکند

برایم میخواند

"تولدت مبارک"

شمع ها را باد فوت میکند به همراهم

باران دست میزند،می کوبد بر شیشه برایم

خیالت می آید،اینجا کنارم

زنده می شود با تو،خاطرات میلادم 

 

 



+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 11:48  توسط بابك.م

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :



هنوز عاشقتم


 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
جديدترين كليپ هاي موبايل
کاراته
بلاگفا
چليك
دانلود موزیک
دانستنیها
کوچه تنهایی
عاشقانه
درباره رپ و گروهای رپ بازی
چه خبر تو مدارس دخترانه
درباره مدرنترین ماشینهای جهان
جیگرهای ایرانی
صحنه24
درباره متال و دعوت به پارتیهای متال
کدهای جاوا

دوستت دارم i Love you
کاش میشد
((بهانه))
عشق امانت با ارزشیه
شیرین و فرهاد
بیست و یکمین بهار عمرم گذشت بی تو

انجمن طراحان ايران
جديدترين كليپ هاي موبايل

آرشيو پيوند هاي روزانه